سپیده آشفتهپور لیلاکوهی، مدرس دانشگاه و مسئول کمیته ثبت میراث ناملموس ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گیلان در یادداشتی نوشت: تحلیل ساختاری گردشگری مذهبی در گیلان نشاندهنده پیوندی ناگسستنی میان منظر فرهنگی و نوستالژی مذهبی است که در قالب میراثفرهنگی ناملموس تجلی مییابد. آیینهای عاشورایی در این منطقه، صرفاً کنشی مذهبی نیستند، بلکه بازنمایی حس تعلق و هویت مکانی جامعهای به شمار میآیند که باورهای شیعی را با مؤلفههای زیستی، اقلیمی و تاریخی خود بومیسازی کرده است.
از منظر پدیدارشناسی، آیینهایی نظیر علمبندی یا کرنانوازی (کرنیزنی) با ایجاد فضای مقدس، تعامل میان حرکت تودهای جمعیت، صداهای آیینی و نشانههای بصری را به گونهای رقم میزنند که منجر به تولید تجربه زیباشناختی معنوی برای گردشگر میشود؛ امری که فراتر از زیارت سنتی، در زمره گردشگری معناگرا طبقهبندی میگردد. در چنین بستری، مکان مذهبی نه صرفاً به عنوان مقصدی برای زیارت، بلکه به مثابه صحنهای زنده برای تجربه، ادراک و بازخوانی حافظه جمعی جامعه محلی عمل میکند.
از منظر انسانشناسی آیین، میراث عاشورایی گیلان واجد نوعی چندلایگی مناسکی است که در آن عناصر اعتقادی، خویشاوندی، محلهای و اقلیمی درهم تنیده میشوند.
ساختار هیئتها، تکایا، بقاع متبرکه و مسیرهای حرکت دستههای عزاداری، نوعی سازمان فضایی- اجتماعی تولید میکند که از طریق تکرار سالانه آیینها، در حافظه جمعی جامعه محلی تثبیت میشود. در این میان، آیینهایی مانند علمبندان، علمواچینی، مجمعبران، سینهزنی محلهمحور، زنجیرزنی،چاوشی خوانی و تعزیهخوانی تنها صورتهایی نمایشی از سوگ نیستند، بلکه نظامی از نشانهها و کردارهای آیینی که نسبت میان بدن، صدا، حرکت، شیء مقدس، مکان و غذای نذری را بازتعریف میکنند. حضور علم، پارچههای نذری، سنج، طبل و نواهای محلی، به این آیینها کیفیتی نشانهشناختی میبخشد و آنها را به متونی فرهنگی تبدیل میکند که در بستر تاریخی تشیع گیلانی خوانشپذیر میشوند. از این منظر، آیینهای عاشورایی در گیلان نه صرفاً یک واقعه تقویمی، بلکه سازوکاری برای بازتولید همبستگی اجتماعی، انتقال حافظه مذهبی و تثبیت پیوند میان نسلهاست.
از منظر نشانهشناسی فرهنگی، تنوع آیینهای سوگواری در گیلان پتانسیل بالایی برای توسعه گردشگری رویدادمحور فراهم آورده است. آیینهایی همچون تشتگذاری و چهلمنبر با تکیه بر نمادشناسی آب و نور، روایتگر آیینی هستند که در بستری از موسیقی بومی، نغمات حزین کرنی، مرثیهخوانیهای محلی، پوشاک سنتی و آرایههای نمادین اجرا میشوند. این گوناگونی فرمی، امکان خوشهبندی مقاصد گردشگری مذهبی را در استان فراهم میکند؛ به طوری که میتوان میان گردشگری آیینی کوهستان مانند مراسم علمبندان و علم واچینی بقعه شاهشهیدان رودبار، گردشگری مذهبی شهری در کانونهایی چون لنگرود، آستانه اشرفیه، لاهیجان و گردشگری آیینی روستایی در بافتهای محلهمحور و بقعهمحور تمایز قائل شد. این تمایز مورفولوژیک به برنامهریزان اجازه میدهد تا برای هر منطقه، الگوهای رفتاری، مدیریتی و تفسیری متناسب با ظرفیتهای اکولوژیک، اجتماعی و فرهنگی آن تدوین کنند.
همچنین میراث عاشورایی گیلان را میتوان در چارچوب میراث زیسته تحلیل کرد؛ میراثی که حیات آن وابسته به مشارکت فعال جامعه محلی و استمرار تجربه آیینی در بستر طبیعی و فرهنگی منطقه است.
ویژگیهایی چون بارانخیزی، رطوبت اقلیمی، معماری چوبی و پلکانی، میدانهای کوچک محلی، گذرهای تاریخی و همجواری بقاع متبرکه با بافتهای مسکونی، به آیینهای سوگواری گیلان هویتی متمایز میبخشند. در چنین بستری، صداهای آیینی، از نوای کرنی و طبل تا مرثیهخوانی و نوحههای گیلکی به مثابه حاملان حافظه تاریخی عمل میکنند و تجربهای حسی ـ معنوی برای مشارکتکنندگان و گردشگران پدید میآورند و بدان دلیل اهمیت دارد که بسیاری از مؤلفههای آن از حالت موزهای یا صرفاً نمایشی فاصله گرفته و هنوز در سطح زندگی روزمره و مناسبات محلی جریان دارد.
با تکیه بر ابعاد واکاوی شده، مدیریت پایدار گردشگری مذهبی در گیلان نیازمند گذار از نگاه سنتی به رویکرد اقتصاد فرهنگی تجربه محور با حفظ اصالتهای نمادین است. چالش اساسی در این مسیر، اجتناب از کالاییشدن فرهنگ و محافظت از اصالت صحنهپردازینشده در برابر سیل جمعیت گردشگران است. برای ارتقای سطح کیفی برگزاری این رویدادها، الزامی است که پیوستهای پژوهشی و برنامهریزی بر مفاهیمی چون تابآوری فرهنگی جوامع محلی، مستندسازی میراث فرهنگی ناملموس، آموزش نسل جوان، حمایت از حاملان میراث و توسعه زیرساختهای تفسیری مانند مراکز تفسیر میراث، مسیرهای روایتمحور، راهنمایان تخصصی و محتوای چندرسانهای تمرکز کنند. در این چارچوب، گردشگر مذهبی نه به عنوان تماشاگر صرف، بلکه به عنوان ناظری درککننده از عمق تاریخی و معنوی آیینهای عاشورایی گیلان تلقی میشود. این راهبرد، ضمن صیانت از قداست آیینها، میتواند توازن میان توسعه اقتصادی، پایداری میراث معنوی و حفظ هویت فرهنگی جوامع محلی را تضمین کند.
انتهای پیام/
نظر شما